تبليغاتX
هستم اگر می روم گر نروم نیستم - ازدواج و بلوغ عاطفی (1)

هستم اگر می روم گر نروم نیستم

ازدواج و بلوغ عاطفی (1)

ازدواج و بلوغ عاطفی

 دوره بلوغ دوراني مبهم از نظر شناخت خصايص و دوران تمايلات متضاد است. با ورود كودك به دنياي نوجواني و بلوغ، ولادتي تازه و مرحله ي ويژه و مستقل از دوره هاي قبل و بعد پديد مي آيد كه آن را مرحله انتقال، مرحله نجات از كودكي دوران تحولات همراه با دگرگوني هاي سريع و غافلگير كننده، مرحله طوفان حيات و مرحله نجات از طفيلي گري نيز مي نامند.

افراد در اين دوران احياناً‌ با ترس و بيم هايي مواجه مي گردند كه رفع و تعديل آن نيازمند به حمايت از سوي والدين و مربيان است موارد زير از جمله تغييرات دوران بلوغ است:

- تحولي در اندام او ايجاد شده و شرايط جديد، تعادل اندامي او را بهم مي زند.

- در عواطف و احساسات او نيز تغيير پديد مي آيد و موجب دگرگوني هايي در خشم و ترس و محبت او و ... مي شود.

- در جنبة‌ ذهن او نيز تحولات رو به رشدي ايجاد مي گردد و هوش و عقل و انديشه و تخيل او را دگرگون مي سازد.

- در جنبه روان او در عرصه هاي فطري و وجداني،‌ آزادي خواهي و استقلال طلبي، ستايش و نيايش، حقيقت دوستي، و ... دگرگوني هايي ايجاد مي شود.

- و بالاخره در غدد دروني جوش و خروش و دو غده جنسي شكفتگي و بيداري خاصي پديد مي آيد كه موجد خواسته هايي در اقناع غريزي مي گردد.

بسياري از افراد در سنين جواني و نوجواني به بلوغ عاطفي دست پيدا نمي كنند در صورتي كه اكثر افراد به بلوغ جنسي و بلوغ تا سن زير 20 سال دست پيدا مي كنند ولي يا به بلوغ عاطفي نمي رسند يا خيلي دير به اين بلوغ مي رسند.

 بلوغ عاطفي به اين معناست كه فرد به حدي از پختگي مي رسد كه مي تواند راه حلهاي پيچيده تري براي مشكلات روزمره عاطفي خود پيدا كند و از احساس خود به صورت پيچيده تري براي حل اين مشكلات استفاده كند و توانايي كنترل نوسانات شديد آن را دارد.اين مسئله مهم است كه آيا افراد ابتدا به يك بلوغ نسبي عاطفي دستي مي يابند و بعد سعي مي كنند به زندگي مشترك قدم گذارند يا وقتي ازدواج كردند و زندگي مشتركي را با فرد ديگري آغاز كردند اين بلوغ در آن ها رشد مي كند بسياري از افراد معتقدند كه فرد ابتدا بايد از لحاظ اقتصادي و اجتماعي به يك استقلال دست پيدا كنند و بعد به نيازهاي عاطفي خود توجه داشته باشند.

امروزه در بين دختران مجرد افسردگي زياد ديده مي شود اين كه فردي نمي تواند عواطف خود را به درستي بشناسد و به طبع نحوه كنترل و ابراز آن ها را نمي داند حالا يا آن ها را به شكل نادرست ابراز مي كند يا آن ها را سركوب و انكار مي كند

 آيا ازدواج تأثيري در بلوغ عاطفي افراد مي گذارد يا نه؟‌

مسئله بلوغ عاطفي مسئله اي است مهم كه اگر افراد به آن توجه نكنند ممكن است در زندگي آينده و مشتركشان با فرد ديگري به مشكل برخورد كنندپس اگر ما بدانيم كه فرد آينده شريك زندگيمان به بلوغ عاطفي رسيده و شرايط گرداندن يك زندگي را دارد مي توانيم به او اطمينان كرده و در مشكلاتي كه فراروي زوج قرار مي گيرد را حل كنيم. مسلماً‌ كسي كه از نظر عاطفي به سطحي از رشد و بلوغ نرسيده است نمي تواند زندگي مسالمت آميزي را با فرد ديگري داشته باشد زيرا كه او هنوز تسلطي بر عواطف و احساسات خود ندارد و اينكه نمي داند چگونه آنها را كنترل كند؟

دوران بلوغ و مراحل قبل و بعد از آن دوراني مهم و از نظر پايه گذاريها دوراني سرنوشت ساز است آغاز آن به هر گونه اي كه باشد لاجرم فرجامي خواهد داشت كه ممكن است بسيار تلخ يا شيرين داشته باشد. اكثريت افراد بعد از رسيدن به بلوغ نسبي فكري سعي در گرفتن مسئوليتهاي اجتماعي مي كنند كه چنين چيزي را جامعه و خانواده به شدت از آن ها طلب مي كند جوان سعي مي كند از لحاظ اقتصادي و اجتماعي زندگي مستقلي براي خود داشته باشد در كنار اين زندگي مستقل اجتماعي به روابط با جنس مخالف مي پردازند چه به بلوغ عاطفي رسيده باشند چه نه. امر ازدواج خود عامل مهمي در ايجاد بلوغ عاطفي است

هر شكست عاطفي خود باعث مي شود فرد تلاش بيشتري در كنترل احساسات خود كند. بسياري معتقدند كه بلوغ عاطفي در ميان زنان و مردان متأهل بيشتر از افراد مجرد ديده مي شود و به رشد بيشتري رسيده است اگر رشد عاطفي و بلوغ عاطفي فرد با النسبه كامل باشد قابليت انطباق او بالاست و تمايلات بازگشتي او كم است.

«ازدواج يك امر جهاني است كه در تمام جوامع در طول تاريخ وجود داشته و به يك مجموعه از نيازهاي اساسي انسان پاسخ مي دهد بقاي نسل و پرورش فرزندان تحقق آرزوي ديرين كودكي براي پدر و مادر بودن دستيابي به عاليترين سطح دوستي و صميميت  دوره جواني و بزرگسالي ارتباط گرم و دو جانبه عاطفي و جنسي و تقسيم كار و همكاري و همراهي در طول زندگي در شمار اساسي ترين كاركردهاي خانواده است. موفقيت در ازدواج حاصل عوامل گوناگون است ازدواج به موقع، هماننديهاي شخصيتي شيوه هاي مناسب ارتباط با يكديگر، پافشاري بر تعهدات زندگي خانوادگي و برخورداري از امكانات شغلي و مالي و رفاهي را مي توان از عوامل مهم به شمار آورد از طرف ديگر كم تجربگي و ناپختگي همسران جوان، مشكلات مربوط به پذيرش هويت متفاوت طرف مقابل، خصوصيات متفاوت در خانواده و دخالتهاي بي مورد و انتظارات بيجاي آنان از همسران جوان و كمبودهاي مالي و شغلي و تدارك وسايل زندگي و مسكن بر مشكلات اين جريان پيچيده مي افزايد و شايد ناشي از عدم بلوغ عاطفي باشد.»

مفهوم رفتار عاطفي بالغ در هر سطحي حاصل رشد طبيعي عاطفي است شخصي قادر به كنترل عواطف خويش است كه تأخير در ارضا را تحمل كند بدون اينكه تأسف بخورد و رنج بكشد مورگان مي گويد «يك نظر كارآمد درباره بلوغ بايد تمام حيطه فرديت،‌ نيروها و توانايي لذت از اين نيروها را در نظر بگيرد»

كاپلان و بارون خصوصيات شخصي را كه از لحاظ عاطفي بالغ است بررسي كرده و مي گويد «او قابليت مقاومت در برابر تأخير در ارضاي نيازها را دارد او توان تحمل ميزان معقول ناكامي را دارد او به طرح و نقشه درازمدت معتقد است و مي تواند توقعات خويش را بر مبناي اقتضاي موقعيت به تعويق اندازد يا در آن تجديد نظر نمايد.

برجسته ترين علامت بلوغ عاطفي توانايي تحمل تنش است يك علامت ديگري بي تفاوتي، برخي از انواع محركات است كه بر نوجوانان و جوانان اثر مي كند و او را بي حوصله يا دستخوش احساسات مي نمايد بعلاوه شخص بالغ از نظر عاطفي پيوسته داراي گنجايش شادي و تفريح است كول افرادي كه از لحاظ عاطفي بالغ  هستند داراي خصوصيات زيرند: مايل به غير همجنس، درك نگرش رفتار ديگران، ميل به پذيرش نگرش ها و عادات ديگران و قابليت تأخير پاسخهاي خود.

 

جهت پيشگيري و کاهش اين دسته از افسردگي ها چنانچه ايجاد عدالت مطالعه در خانواده و جامعه بسيار مهم است که اين کار يکي از وظايف اساسي آموزش و پرورش و رسانه هايي چون مطبوعات، صدا و سيما است که متأسفانه اين ارگانها نه تنها کاري در اين زمينه انجام نمي دهند. بلکه در بسياري موارد خوراکهاي اطلاعات بسيار مسمومي را نيز در اختيار مخاطبين قرار مي دهند و اين به دليل اهمال کاران متخصصان و نداشتن قدرت مانور آنها در اين سازمانها در اين رسانه ها مي باشد.

تاريخچة روانشناسي بلوغ

در مطالعات تغييرات مربوط به بلوغ «ارسطو» تغييرات خاص از بلوغ جنسي را شرح داده و همچنين به تغييرات رواني همزمان با اين تغييرات اشاره کرده است.«ژان ژاک روسو» در قطعه اي از خطابه مديحه سن برنارد، بوسوئه و همچنين در کتاب چهارم اميل از اسرار دوران بلوغ که آن را تولد ثانوي ناميده است، بحث مي نمايد. اولين مقاله معتبر و علمي در رابطه با بلوغ توسط برنمايم در سال 1891 منتشر شد و بالاخره با پژوهشهاي گسترده استانلي هال به عنوان پدر روان شناسي بلوغ نوجواني اين مطالعات وارد حيطة روان شناسي شد.

عوامل مؤثر در بلوغ

در اين مقولة روان شناسي بلوغ تأثير عوامل چون عوامل اجتماعي، اقتصادي، زمان،عوامل عصبي و هورموني را مورد بررسي قرار مي دهد. از آن جائي که بلوغ به عنوان يک مفهوم کلي و گسترده جنبه هاي مختلفي از رشد را غافل مي شود مثل بلوغ جنسي و جسمي، بلوغ عاطفي، بلوغ اجتماعي، بلوغ اقتصادي و ...روان شناسي بلوغ علاوه بر ارتباط تنگاتنگ و عميق خود با ساير حوزه هاي روان شناختي همچون روان شناسي رشد، روان شناسي شخصيت، روان شناسي باليني و مشاوره با ديگر شاخه هاي علمي نيز ارتباط گسترده اي دارد.

 

بلوغ از ديدگاه روان شناسان:

پژوهشگران تا پيش از دهه هشتاد ميلادي به نقش بلوغ در تحول نوجوانان توجه زيادي نداشتند شايد به اين علت که در آن سالها بررسي الگوهاي بدني و جنسي اشخاص جالب توجه نمودند.

1- از ديد کاپلان و بارون: خصوصيات شخصي را که از لحاظ عاطفي بالغ است بررسي کرده مي گويد او قابليت مقاومت در برابر تأخير در ارضاي نيازها را دارد او توان تحمل ميزان معقول ناکامي را دارد او به طرح و نقشه دراز مدت، معتقد است و مي تواند توقعات خويش را بر مبناي اقتصادي موقعيت به تعويق اندازد يا در آن تجديد نظر کند.

2- از نظر والتر،دي،اسميت سون: بلوغ عاطفي جرياني است که طي آن شخصيت فرد مداوماً براي احراز بيش از پيش سلامت عاطفي از لحاظ رواني و فردي مي کوشد.

3- ال.اي هولينگ ورث: برخي از خصوصيات اشخاصي که بلوغ عاطفي دارند را اين چنين برمي شمارد:

1- او قادر به پاسخگويي تدريجي يا درجه اي از پاسخهاي عاطفي است او به طريق همه يا هيچ پاسخ نمي دهد بلکه حد خود را نگه مي دارد اگر کلاهش را باد ببرد دستپاچه نمي شود.

2- همچنين مي تواند پاسخ هاي خود را به تأخير اندازد. آنچنان که به تكانشوري فرد عالي را به تأخير مي انداخت.

3- کنترل ترحم نسبت به خود او به جاي نشان دادن ترحم به خود نا آرام مي کوشد آن را براي خود احساس کند.

4- طبق نظر بارنارد: معيارهاي رفتار عاطفي بالغ به شرح زير است:

- بازداري بيان مستقيم منفي

- پرورش عواطف مثبت و پيشرو

- تکامل تحمل در شرايط نامطلوب و افزايش رضايت از پاسخهاي اجتماعي مطلوب

- افزايش وابستگي به اعمال

- توانايي انتخاب از ميان شقوق گوناگون

- رهايي از ترس نامعقول

- درک و عمل مطابق محدوديت ها

- توانايي کسب پيروزي و حيثيت با متانت

- لذت از زندگي روزمره

- آگاهي از توان و پيشرفت ديگران

5- از نظر کول: برجسته ترين علامت بلوغ عاطفي توانايي تحمل تنش است يک علامت ديگر بي تفاوتي به برخي از انواع محرکات است که بر کودکان يا نوجوانان اثر مي کند و او را بي حوصله يا دستخوش احساسات مي نمايد.بعلاوه شخص بالغ از نظر عاطفي پيوسته داراي گنجايش شادي و تفريح است او از کار و تفريح هر دو لذت مي برد.

6- از نظر فرد مک کيني: افرادي که از لحاظ عاطفي بالغ هستند داراي خصوصيات زيرند: مايل به غير همجنس، درک نگرش و رفتار ديگران، ميل به پذيرش نگرش ها و عادات ديگران و قابليت تأخير پاسخ هاي خود

7- از ديد سئول: اگر رشد عاطفي فردي با انسبه کامل باشد قابليت انطباق او بالاست، تمايلات بازگشتي او کم است و حساسيت هاي او در حداقل است. مرتباً براي نيل به تلفيق سالم احساس، تفکر و عمل مي کوشد.

8- مورگان: يک نظر کارآمد درباره بلوغ عاطفي بايد تمام حيطة فرديت، نيروها و توانايي لذت از اين نيروها را در نظر بگيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 23:38  توسط مداحی  |